2:50 AM
     صفحه نخست          اساسنامه و مرامنامه حزب          آلبوم عکس       عضویت در حزب         آرشیو مطالب       جستجوی مطلب           پیوند ها          تماس با ما 
 یادداشت سر دبـیـر
  فقط امام روز " جمعه " نباشید....

در دو خطبه اخیر نمازجمعه کرمانشاه " غفوری جدیدی " متولد شد تا بعد سیاسی نمازجمعه ای را که بعد از برکناری آیت الله زرندی (ره) به فراموشی سپرده شد دوباره و بعد از سالها احیاء کند و نشان دهد که دغدغه امام جمعه نه تنها حجاب بانوان بلکه "بی حجب و حیایی" نمایندگانی هست که علیرغم فرمایش رهبر شهید آشکارا در امور اجرایی دخالت می کنند و به تعبیر امام جمعه قصرشیرین : حتی اگر در تعیین یک آبدارچی برای اداره ای باشد!

 اخبار عمومی
عارف: آمریکا هم‌زمان در پیام‌هایی که از طریق رابطان به ایران مخابره می‌شود، پیروزی ما را می‌پذیرد
میرسلیم بعد از این که گفت «مسوولان باید در سنین بالا کار کنند»، حکم جدید گرفت!
علی مطهری: باید شروط خود را بر آمریکا تحمیل کنیم/ احتمال رسیدن به توافق وجود دارد
اژه‌ای: در مقابله با ناهنجاری‌ها از چیزی نمی‌هراسیم
هاآرتص: جنگ جدید علیه ایران خطای راهبردی است
ادعای مقام آمریکایی: برای مذاکره به سوی ایران دست دراز کرده‌ایم!
ترامپ: هنوز با یکی دو سایت هسته ای ایران کار داریم/ 10 دقیقه کار دارند/ مذاکرات با ایران خوب پیش می رود
سناتور مورفی: ترامپ فاسدترین رئیس‌جمهور آمریکاست
طرح ایران برای روز حمله احتمالی آمریکا اعلام شد
وزیر آموزش‌وپرورش: تعطیلی مدارس باید آخرین راه‌حل باشد
رسانه رهبر انقلاب، با این طرح نیروگاه اتمی اسراییل را تهدید به نابودی کرد
تکذیب اعلام نظر رهبر انقلاب برای رسیدگی مجدد به پرونده رسایی
انتخابات فراکسیون اهل سنت مجلس
قالیباف: رهبر انقلاب در سلامت کامل هستند
گروسی: ایران باید اجازه بازرسی از تاسیسات هسته‌ای را بدهد
زارعی، نماینده مجلس: رئیس صداوسیما دروغ می‌گوید و اختلاف‌افکنی می‌کند
علی مطهری: احتمال توافق آمریکا با ایران از حمله قوی‌تر است
واکنش ظریف به سفر مقامات پاکستان، عربستان و ترکیه به ایران: از این «وصل» بهره بگیریم
ادعای رقیب انتخاباتی نتانیاهو: من می‌دانم چگونه برنامه هسته‌ای ایران را نابود کنم!
کیهان: تمام عقاید سیاسی و مذهبی در تجمعات شبانه حضور دارند
پیمان جبلی بی‌ سروصدا وارد دوره دوم ۵ ساله ریاست بر صداوسیما شد
نتانیاهو: رقیب من مخالف حمله به ایران است
نخست‌وزیر عراق: بستن مرزها با ایران به معنای محاصره اقتصادی خودمان است / در هیچ جنگی مشارکت نمی کنیم
سخنگوی سپاه: جنگ امروز، جنگ بر سر موجودیت کشور است
روایت فرزند شهید تنگسیری از لحظه شهادت پدرش: مشغول نماز شب بود
امام جمعه اهواز: اگر احیاناً شنیدید که دشمن عملیاتی انجام داده، ماندن زن و مرد ما در خانه حرام است
ادعای ترامپ: گزینه مطلوب، تصاحب نفت ایران است
روح‌الامینی: لاریجانی و شمخانی قبل از ترور، با قضاوت ها به شهادت رسیده بودند/ شمخانی بدون سر دفن شد
روزنامه جمهوری اسلامی می گوید؛ آمریکا و اسرائیل می خواهند احمدی‌نژاد را به حکومت برسانند
محسن رضایی در دیدار با عاصم منیر: به هیچ وجه ذره‌ای از مواد هسته‌ای غنی شده از ایران خارج نخواهد شد
ادعای روبیو: توافق با ایران بسیار دشوار است
واکنش عراقچی به ادعا‌های نتانیاهو: می‌خواهید کار ایران را تمام کنید؟ مراقب باشید؛ ما نیز کار‌های ناتمامی داریم
مخبر: با جانشینی آیت الله مجتبی خامنه ای، کشور در آرامش است/ مادر بمب ها در خود آمریکا منفجر شده است
ادعای روبیو: اگر ایرانی‌ها سلاح هسته‌ای داشتند، می‌توانستند بگویند «تنگه هرمز متعلق به ماست!
اژه‌ای: نباید کسانی که صرفا نگاه و نظر متفاوت دارند را از دایره‌ی خودی‌ها بیرون بدانیم
جانشین فرمانده کل سپاه: نیروهای سرگردان آمریکایی ۷۰۰ کیلومتر از ما فاصله گرفته‌اند/ روزبه‌روز در حال پیشرفت هستیم
سخنگوی سپاه: در واکنش به عهدشکنی دشمن، ماشه را چکاندیم
مخالفت دفتر رهبر شهید انقلاب با تغییر نام خیابان‌های قدیمی به نام ایشان
روزنامه کیهان: حمله به کوه کلنگ یعنی انهدام تأسیسات هسته‌ای اسرائیل
عنوان اولین آهنگ «تتلو» پس از آزادی مشخص شد: درباره «پهلوی» است!
 گفتــگو
حقیقت پور: فتنه احمدی نژاد هنوز ادامه دارد/ شهید لاریجانی «عاقل فتنه» بود، نه «ساکت فتنه»/ توهین به عراقچی و قالیباف عین رفتار خوارج است
علی‌اکبر صالحی: اگر جنگی رخ دهد، در نهایت یک سرزمین سوخته در منطقه پدید می‌آید و شاید تا ۴۰ سال کشور را عقب بیندازد
انتقاد معاون پزشکیان از تندروها؛ نفی مذاکره همراه بالا بردن انتظارات اقتصادی در شرایط جنگی تناقض است/ صداوسیما در جنگ هم هدفش تقویت گفتمانی اقلیت است
باجناق رهبر شهید: غذا اشکنه کشک بود / سفر خانوادگی با آیت الله خامنه ای در نوروز 56 و دیدار با پدر خاتمی
قالیباف: یک ساعت بعد از بمباران متوجه شهادت آقا شدیم / اول قرار شد 8 صبح فردا خبر شهادت اعلام شود اما بعد از گفتگو با شهید لاریجانی، در سحر اعلام شد
گفت‌وگو با ماشاءالله شمس‌الواعظین / تندروها و سرنوشت مذاکرات
آینده سیاسی مسعود پزشکیان به روایت جلایی پور/ طبق نظر سنجی‌ها هفتاد درصد مردم طالب پایان عزتمندانه جنگ هستند
حقیقت پور: نگاه آخرالزمانی تندروها قابل قبول نیست/ به خاطر نگاه غلط آن‌ها کشور روزانه ۵۰۰ میلیون دلار آسیب می‌بیند
حمیدرضا جلایی پور: تندروها می‌خواهند رهبری را مصادره کنند/ آنها توجه ندارند جمهوری اسلامی، حکومت نود میلیون ایرانی هم هست
سعید لیلاز: ایران برای آمریکا لقمه‌ای سخت و گلوگیر است / لاریجانی در مهرماه می دانست جنگ خواهد شد

کد مطلب 35578           تاریخ ارسال : 1405/06/21                         نسخه چاپی
علامه‌ فروتن دهر

حتی آخرین باری که فرصت دیدارش فراهم شد در رونمایی بازنشر رمان «شب ملخ»، گر چه پیدا بود گذر سالیان و کیفیت گذر سالیان قدری تکیده‌اش کرده، اما هیچ رنگ رفتن نداشت. پرشور و امیدوار از آینده حرف می‌زد، از رمان بعدی، کار بعدی. همچنان شوخ‌طبع و ظریف و مهربان و آقامنش و آزاده و البته متواضع. از دیرباز در فرهنگ ما صفت مبالغه‌ای از ریشه‌ «علم» وجود داشته که به هر کسی اعطا نمی‌شده است.


علامه باید سرشار از علم باشد و در میان این همه ادیب و دانشمند و فیلسوفی که در تاریخ فرهنگ ایران نامشان آمده، کم هستند آنان که پیشوند علامه را برازنده‌شان دانسته‌اند. حتی سویه‌ی هجوآمیز و طنزآلودش بیشتر کاربرد داشته و خطاب به کسی که داعیه‌ی دانش داشته در زمینه‌های مختل و غرق در تبختر آرای خودش را فصل‌الخطاب و رای‌الآراء می‌دانسته به کنایت می‌گفته‌اند: «علامه دهر». جواد مجابی اما به حقیقت و بی‌مبالغت و بی‌کنایت علامه دهر بود. آراسته به چندین هنر و مسلح به تجربه و سوادی توامان وسیع و ژرف. از آخرین‌هایی که خلاف رسم این روزگار که آدم‌ها خویش‌فرما و به دروغ در پروفایل‌هایشان خود را همه‌فن‌حریف و همه‌چیزدان جلوه می‌دهند، علامه‌ای بود که هم سواد آکادمیک داشت و هم ذهن پویای کاوش‌گرش را وامی‌داشت به پژوهش‌های ژرف و آموختن و آموزاندن و تمام این‌ها بی نخوت و تفاخر و بی سودای شهرت و ثروت و قدرت. انسانی چندوجهی و ژرف‌اندیش و به معنای واقعی کلمه پرکار، که نه این متن و نه هیچ متنی در این قامت نمی‌تواند نگاه جامعی به کارنامه پربارش داشته باشد.

من به اقتضای نخستین حوزه‌ی جدی فعالیتم، نخست مجابیِ شاعر را شناختم. شاعری پرکار و همواره حاضر در تراز نخست شعر ایران، که هر چند خودش مستقل از هر نحله و گروهی فعالیت می‌کرد، اما عمدتا در زمره‌ی شاعران «موج نو» برشمرده می‌شد. از میانه دهه 40 نامش در شعر ایران مطرح شد و به شکل مستمر آثارش را منتشر کرد. در شاعری بازیگوش و تجربه‌گرا بود همیشه و انگار هیچ خوش نداشت ایستایی را در ساحت و سبکی خاص برتابد. به همین دلیل در دفترهای پرشمار شعرش، هر بار انگار با شاعری متفاوت مواجه می‌شویم که هر چند رد تخیل و امضای زبانش به قوت خود باقی مانده، اما ساحت و صورت تازه‌ای را جست‌وجو می‌کند. فکر می‌کنم خصلتی که «حافظ موسوی» در نقدی بر اشعار او بر آن تاکید کرده، شاخصه مهم شعر مجابی باشد: طنازی و شوخ‌طبعی. این نکته وقتی اهمیت ویژه‌تری می‌یابد که به یاد بیاوریم برآیند شعر معاصر ما همواره چه تلخ و عبوس و خشمگین و غمزده بوده است. نه این که چشم بر تلخی‌های روزگار ببندد و نفسش از جای گرم دربیاید، که شکل مواجهه‌اش همواره آمیخته با طنزی عمیق و اندیشه‌ورزانه بود. روزگاری دور که برای گفت‌وگویی مفصل نزدش رفته بودم نکته‌ای گفت که همیشه به یادم ماند. گفت هر روز شعر می‌نویسد و در مقابل چشمان حیرت‌زده من که «مگر می‌شود؟» پاسخ داد: «چرا نشود. هر چه که می‌گویند، شهود و الهام و نبوغ و امثالهم، همه از همین ذهن ما سرچشمه می‌گیرد و نه از جایی دیگر.» شعر مجابی همیشه روشن‌فکرانه است. پرسونای فکور نسبتا ثابتی دارد با آستانه‌ واکنشی بسیار حساس که همان‌طور که می‌تواند بخار فنجان قهوه روی میز را دستمایه شعر خود بسازد، می‌تواند در عمیق‌ترین لایه‌های روان و بنیادی‌ترین پرسش‌های فلسفی نیز غور کند. مهم این که شعرش هرگز متعارف نیست. مجابی را به سختی می‌توان شبیه شاعری دیگر و شعرش را خویشاوند شعرهای دیگر دید. با این همه هرگز نیازی ندید به برائت از جریانی یا رافض و ناقض شاعری و نحله‌ای بودن و اهلش می‌دانند که این خصلت در شعر روزگار ما به ندرت در شاعری دیده می‌شود.

مجابی داستان‌نویس اما حکایتی دیگر دارد. شاید شعرش بیشتر دیده و خوانده شده و در موردش گفته‌اند و نوشته‌اند. اما به حقیقت در عرصه نویسندگی کرامات خاصی دارد که در مقام نویسنده‌ای ضدجریان آن‌گونه که باید و شاید قدر ندیده است. از مجموعه «کتیبه»(1355) مجابی با آن نثر شکیل هنرمندانه‌اش و با خیال بی‌مهار برآمده از بنیه شاعری‌اش، جسور و هوشمند، به مرزهای معمولا تفکیک‌شده خیال و واقعیت یورش می‌برد و در تجربه‌های نخستش با احتیاط بیشتر و رفته‌رفته کالا بی‌احتیاط این مرزها را کنار می‌زند. شکلی از رئالیسم شگفت که گاه اکسپرسیونیتی، سوررئال یا کوبیستی می‌شود و در پروژه‌ای مستمر انگار سودای آن دارد که سنت افسانه‌ها و قصه پریان کهن ایران را در زیست مدرن انسان ایرانی زنده کند. سر و کار مجابی با تاریخ است و با جامعه و با انسان به معنای اگزیستانسیالش. «شب ملخ» هنوز از مهم‌ترین و بهترین رمان‌های ایرانی است که درباره جنگ(به معنای عام کلمه) و جنگ(به معنای خاص حمله به شهرها در مصاف ایران و عراق) نوشته شده است. آکنده از صحنه‌های شگرف و به شدت آخرالزمانی و جسور. او را باید از پیگیرترین و ماهرترین نویسندگان افسانه‌های تمثیلی نیز دانست. خصلتی که در رمان‌های «بنفشه‌های سراشیب» و «ایالات نیست در جهان» به سایبرپانک‌های لامکانی پیشگویانه پهلو می‌زند و شور و شعور تخیلش در پرداخت جهانی فانتزی و آکنده از نماد را به رخ می‌کشد. در ذهن من همواره پروژه‌ داستان‌نویسی مجابی به مثابه تلاش پیوند دادن به چند جریان ریشه‌ای و مهم ادبیات داستانی ایران است: جایی که بشود دهخدا را به بهرام صادقی، جمال‌زاده را به ساعدی و افسانه‌ی ایرانی را به داستان مدرن پیوند زد و سنتزی معنادار از آن حاصل کرد.

 

ابی طنزپرداز را از یاد نبریم که هم در داستان فکاهی و هم در طنز ژورنالیستی و هم در به کارگیری طنز در شعر و داستان‌های جدی‌اش استمراری جدی و کارساز داشته است. شگفت نیست که یکی از بهترین پژوهش‌ها در باب طنز ایران را نیز او نگاشته است: «تاریخ طنز ادبی ایران» که می‌کوشد سیر تطور شوخی‌نویسی در ادبیات ایران را همگام با ویژگی‌های تاریخی و اجتماعی هر برهه پیش روی مخاطب بگذارد. طنز مجابی فاخر است. مثلا اگر «آقای ذوزنقه» را از او خوانده باشید، حتما می‌دانید که طنزش به قصد لودگی و گرفتن قهقهه از خواننده نیست. او همچنان علیم و علامه است و هر از گاهی انگار برای بیان اندیشه‌ها و مشاهداتش ابزاری کارآمدتر از طنز نمی‌یابد.

 

آخرین وجهی که در این مقال می‌خواهم به آن بپردازم، مجابی نقاد و پژوهشگر است. بسیاری از هم‌نسلان او را محض تکریم و به تعارف منتقد و پژوهش‌گر نیز می‌نامیم، بی که واقعا در موردشان مصداق داشته باشد. اما رجوعی به کارنامه مجابی نشان می‌دهد که در نقد چه هوش تحلیلی درخشانی داشت و خاصه در نقد توصیفی و دور از ارزش‌داوری و باز به طور ویژه وقتی در باب هنرهای تجسمی می‌نوشت، پرمغز و نکته‌سنج قلم می‌زد. شناختنامه‌هایی که در مورد نویسندگان و شاعران دیگر نوشته و نیز مقدمه‌های فصیح و دقیق او در باب آثار هنرمندان بزرگ عرصه‌ی تجسمی به شدت منصفانه و باارزش هستند. خاصه که در نقد تجسمی واقعا از پیشگامان بوده است و یکی از معدود چهره‌های قابل اعتنای این عرصه.

چنان فروتن و بی‌هیاهو بود که گاه شاید آن‌قدری که شایسته‌اش بود از دانسته‌ها و گفته‌ها و نوشته‌هایش بهره نبردیم. فروتنان هم لابد دلایل خودشان را دارند و ترجیح‌شان است بر مبانی اخلاقی خود استوار بمانند و مصایبش را هم به جان بخرند. حالا که نیست اما حتما بیشتر به یادش می‌افتیم و حسرت می‌خوریم بابت فقدانش و باید هم چنین باشد که فراتر از شخصیت ادبی و هنریش، انسانی بود شریف و آزاده و به غایت نجیب. از آن آدم‌ها که انگار رفته‌رفته کم و کم‌تر دور و بر خودمان می‌توانیم ببینیم.

* نویسنده

علی مسعودی‌نیا*
نظرات خوانندگان


نام ارسال کننده
متن
     

کلیه حقوق و مطالب وبسایت متعلق به ساحت کرمانشاه می باشد                  کپی برداری با ذکر منبع بلامانع است             طراحی و پیاده سازی : : شرکت داده پردازان ستاره صبح غرب