5:36 PM
     صفحه نخست          اساسنامه و مرامنامه حزب          آلبوم عکس       عضویت در حزب         آرشیو مطالب       جستجوی مطلب           پیوند ها          تماس با ما 
 یادداشت سر دبـیـر
  وقتی تن " آدام اسمیت " در گور می لرزد !

آیا با نفی واژه " شاخص فلاکت " یا حذف آن توسط مسوولان محترم یا حتی اگر جناب دکتر حدادعادل در فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی واژه دیگری را بجای آن اختراع کند فلاکت مردم استان کرمانشاه کم می شود ؟ روزگاری جناب گالیله به حکام آن زمان گفته بود : حالا شما من را بکشید اما بدانید زمین از حرکت خود به دور خورشید باز نمی ایستد.

 اخبار عمومی
ساعت کاری ادارات از اول مهر تا پایان سال تغییر کرد
ادعای رئیس مجلس نمایندگان آمریکا: جنگ با ایران در مرحله پایانی قرار دارد
واکنش عضو کمیسیون امنیت به سامانه «علاج»: نباید مردم را به جاسوسی علیه هم دعوت کرد
معاون مراسم و تشریفات دفتر رئیس جمهور: پزشکیان یک خط قرمز برای خودش دارد و آن این است که دعوا نشود و اختلاف ایجاد نشود.
علم‌الهدی: دستگاه قضایی و امنیتی جلوی ورود دختر بی‌حجاب به دانشگاه را بگیرند
قالیباف: دورانی که اف-۳۵ و اف-۱۵ها هدف قرار می‌گیرند، آغاز شده است
مخبر: آنان که دیروز همراه نبودند، امروز با آغوشی گشوده به صف ملت پیوسته‌اند س
طعنه زیدآبادی به چمران: اگر شوراها برای مردم آب نداشته، برای او نان داشته است
انهدام چهارمین پهپاد MQ-۱ آمریکا بر فراز تنگه هرمز توسط سپاه
پشت پرده تغییر شعارهای شبانه/ محسن هاشمی: دیگر نمی‌شود نام این جریان را فقط «انقلابی» گذاشت
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی: حجاب را جرم‌انگاری نکنیم، اکثریت بانوانِ بدون حجاب، لجاجتی با نظام ندارند/ مردم تلویزیون را کنار گذاشته‌اند!
ظریف: در صحنه واقعیت موفق بودیم اما در روایت بازنده شدیم
پشت پرده استیضاح وزیر اقتصاد
ادعای رئیس مجلس نمایندگان آمریکا؛ جنگ علیه ایران ادامه ندارد
اعلام صریح فرمانده فراجا؛ علیرضا بیرانوند از اول مهر سرباز می‌شود
درگیری کیهان و معاون پزشکیان بر سر حجاب
شکایت بنیاد آیت‌الله رئیسی از کارشناسی که گفته بود اقتصاد را با انیمیشن های ۳ دقیقه ای به او یاد می دادند
حسام الدین آشنا درباره دکترین بازدارندگی: با این همه نفوذ، آیا می توانیم تا «روز تست»، همه چیز را پنهان و امن نگه داریم؟
اتهام های حسین شریعتمداری علیه دو رئیس جمهور سابق کشور
کارت زرد مجلس به وزیر ارتباطات؛ خدا وکیلی به خاطر آنتن‌دهی بود یا اتصال اینترنت؟!
معاون اول رئیس‌جمهور: مبلغ کالابرگ به‌زودی افزایش می‌یابد
کنایه عراقچی به «راه‌حل خلاقانه» آمریکا؛ جدی می‌فرمایید؟!
صفارهرندی: با حفظ اصول می‌توانیم تاکتیک‌های خود را تغییر دهیم/ احزاب بی‌تابلو بلای جان جامعه هستند/ با شرایط جدیدی مواجه هستیم
سفر هیات ستاد کل به قطر برای پیگیری 3 خلبان ایرانی / تفاهم ایران و عمان درباره تنگه هرمز ثبت بین المللی می شود
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی: ما بمب اتم نمی سازیم اما اگر حمله کنید تمامی مراکز هسته ای شما را خواهیم زد
کیهان از عراقچی عصبانی شد: چرا می‌گویی اسرائیل، آمریکا را فریب داد؟
مهاجری: جبلی واقعاً آدم چندان توانمندی در حوزه خبر نبوده؛ در میان مدیران صداوسیما یک مدیر درجه سه بود/ تقریبا محال است کسی علاقمند به ابقای جبلی باشد
نایب رئیس مجلس: شیطنت‌های آمریکا حداقل ۶۳ روز دیگر ادامه خواهد داشت/ باید آمریکا را محاصره کنیم
قرارگاه پدافند: تجهیزات جدید مستقر شدند/ آمادگی کامل برای پاسخ به تهدیدات
ادعای ترامپ: بزرگترین حمله در راه است!
مجید مجیدی: عده‌ای اسلام را به گروگان گرفته‌اند
معاون پزشکیان: شرایط اقتصادی خوب نیست؛ مجبوریم پول چاپ کنیم/ از روز اول به ما فرصت اصلاح داده نشد
محسنی اژه‌ای: اگر بخواهند دوباره در داخل آشوب راه بیندازند پاسخ ما قاطع‌تر از همه دوره‌‍‌های گذشته خواهد بود
قالیباف به ادعاهای وزیر خزانه‌داری آمریکا پاسخ داد: «ای دروغگو!»
چه کسی جانشین جبلی در صداوسیما می شود؟
حزب «عهد ایران» رسما آغاز به کار کرد
معاون سیاسی وزیر کشور: دولت با "طرح نفوذ" مخالف است
اعلام موجودیت «مجمع نمایندگان ملت مبعوث» در مجلس
هشدار حسین شریعتمداری به قالیباف نسبت به همسویی با جریانات غربگرا
تغییر نام یک خیابان در تهران به اسم اکبر عبدی
 گفتــگو
انتقاد معاون پزشکیان از تندروها؛ نفی مذاکره همراه بالا بردن انتظارات اقتصادی در شرایط جنگی تناقض است/ صداوسیما در جنگ هم هدفش تقویت گفتمانی اقلیت است
باجناق رهبر شهید: غذا اشکنه کشک بود / سفر خانوادگی با آیت الله خامنه ای در نوروز 56 و دیدار با پدر خاتمی
قالیباف: یک ساعت بعد از بمباران متوجه شهادت آقا شدیم / اول قرار شد 8 صبح فردا خبر شهادت اعلام شود اما بعد از گفتگو با شهید لاریجانی، در سحر اعلام شد
گفت‌وگو با ماشاءالله شمس‌الواعظین / تندروها و سرنوشت مذاکرات
آینده سیاسی مسعود پزشکیان به روایت جلایی پور/ طبق نظر سنجی‌ها هفتاد درصد مردم طالب پایان عزتمندانه جنگ هستند
حقیقت پور: نگاه آخرالزمانی تندروها قابل قبول نیست/ به خاطر نگاه غلط آن‌ها کشور روزانه ۵۰۰ میلیون دلار آسیب می‌بیند
حمیدرضا جلایی پور: تندروها می‌خواهند رهبری را مصادره کنند/ آنها توجه ندارند جمهوری اسلامی، حکومت نود میلیون ایرانی هم هست
سعید لیلاز: ایران برای آمریکا لقمه‌ای سخت و گلوگیر است / لاریجانی در مهرماه می دانست جنگ خواهد شد
تخت روانچی: آماده‌ایم هرچه سریع‌تر به توافق برسیم
راهکار محمد سلامتی برای خروج از بحران تن دادن به تغییرات کلی مانند تغییر موضع در قانون کار و حق رأی زنان در گذشته

کد مطلب 35578           تاریخ ارسال : 1405/06/21                         نسخه چاپی
علامه‌ فروتن دهر

حتی آخرین باری که فرصت دیدارش فراهم شد در رونمایی بازنشر رمان «شب ملخ»، گر چه پیدا بود گذر سالیان و کیفیت گذر سالیان قدری تکیده‌اش کرده، اما هیچ رنگ رفتن نداشت. پرشور و امیدوار از آینده حرف می‌زد، از رمان بعدی، کار بعدی. همچنان شوخ‌طبع و ظریف و مهربان و آقامنش و آزاده و البته متواضع. از دیرباز در فرهنگ ما صفت مبالغه‌ای از ریشه‌ «علم» وجود داشته که به هر کسی اعطا نمی‌شده است.


علامه باید سرشار از علم باشد و در میان این همه ادیب و دانشمند و فیلسوفی که در تاریخ فرهنگ ایران نامشان آمده، کم هستند آنان که پیشوند علامه را برازنده‌شان دانسته‌اند. حتی سویه‌ی هجوآمیز و طنزآلودش بیشتر کاربرد داشته و خطاب به کسی که داعیه‌ی دانش داشته در زمینه‌های مختل و غرق در تبختر آرای خودش را فصل‌الخطاب و رای‌الآراء می‌دانسته به کنایت می‌گفته‌اند: «علامه دهر». جواد مجابی اما به حقیقت و بی‌مبالغت و بی‌کنایت علامه دهر بود. آراسته به چندین هنر و مسلح به تجربه و سوادی توامان وسیع و ژرف. از آخرین‌هایی که خلاف رسم این روزگار که آدم‌ها خویش‌فرما و به دروغ در پروفایل‌هایشان خود را همه‌فن‌حریف و همه‌چیزدان جلوه می‌دهند، علامه‌ای بود که هم سواد آکادمیک داشت و هم ذهن پویای کاوش‌گرش را وامی‌داشت به پژوهش‌های ژرف و آموختن و آموزاندن و تمام این‌ها بی نخوت و تفاخر و بی سودای شهرت و ثروت و قدرت. انسانی چندوجهی و ژرف‌اندیش و به معنای واقعی کلمه پرکار، که نه این متن و نه هیچ متنی در این قامت نمی‌تواند نگاه جامعی به کارنامه پربارش داشته باشد.

من به اقتضای نخستین حوزه‌ی جدی فعالیتم، نخست مجابیِ شاعر را شناختم. شاعری پرکار و همواره حاضر در تراز نخست شعر ایران، که هر چند خودش مستقل از هر نحله و گروهی فعالیت می‌کرد، اما عمدتا در زمره‌ی شاعران «موج نو» برشمرده می‌شد. از میانه دهه 40 نامش در شعر ایران مطرح شد و به شکل مستمر آثارش را منتشر کرد. در شاعری بازیگوش و تجربه‌گرا بود همیشه و انگار هیچ خوش نداشت ایستایی را در ساحت و سبکی خاص برتابد. به همین دلیل در دفترهای پرشمار شعرش، هر بار انگار با شاعری متفاوت مواجه می‌شویم که هر چند رد تخیل و امضای زبانش به قوت خود باقی مانده، اما ساحت و صورت تازه‌ای را جست‌وجو می‌کند. فکر می‌کنم خصلتی که «حافظ موسوی» در نقدی بر اشعار او بر آن تاکید کرده، شاخصه مهم شعر مجابی باشد: طنازی و شوخ‌طبعی. این نکته وقتی اهمیت ویژه‌تری می‌یابد که به یاد بیاوریم برآیند شعر معاصر ما همواره چه تلخ و عبوس و خشمگین و غمزده بوده است. نه این که چشم بر تلخی‌های روزگار ببندد و نفسش از جای گرم دربیاید، که شکل مواجهه‌اش همواره آمیخته با طنزی عمیق و اندیشه‌ورزانه بود. روزگاری دور که برای گفت‌وگویی مفصل نزدش رفته بودم نکته‌ای گفت که همیشه به یادم ماند. گفت هر روز شعر می‌نویسد و در مقابل چشمان حیرت‌زده من که «مگر می‌شود؟» پاسخ داد: «چرا نشود. هر چه که می‌گویند، شهود و الهام و نبوغ و امثالهم، همه از همین ذهن ما سرچشمه می‌گیرد و نه از جایی دیگر.» شعر مجابی همیشه روشن‌فکرانه است. پرسونای فکور نسبتا ثابتی دارد با آستانه‌ واکنشی بسیار حساس که همان‌طور که می‌تواند بخار فنجان قهوه روی میز را دستمایه شعر خود بسازد، می‌تواند در عمیق‌ترین لایه‌های روان و بنیادی‌ترین پرسش‌های فلسفی نیز غور کند. مهم این که شعرش هرگز متعارف نیست. مجابی را به سختی می‌توان شبیه شاعری دیگر و شعرش را خویشاوند شعرهای دیگر دید. با این همه هرگز نیازی ندید به برائت از جریانی یا رافض و ناقض شاعری و نحله‌ای بودن و اهلش می‌دانند که این خصلت در شعر روزگار ما به ندرت در شاعری دیده می‌شود.

مجابی داستان‌نویس اما حکایتی دیگر دارد. شاید شعرش بیشتر دیده و خوانده شده و در موردش گفته‌اند و نوشته‌اند. اما به حقیقت در عرصه نویسندگی کرامات خاصی دارد که در مقام نویسنده‌ای ضدجریان آن‌گونه که باید و شاید قدر ندیده است. از مجموعه «کتیبه»(1355) مجابی با آن نثر شکیل هنرمندانه‌اش و با خیال بی‌مهار برآمده از بنیه شاعری‌اش، جسور و هوشمند، به مرزهای معمولا تفکیک‌شده خیال و واقعیت یورش می‌برد و در تجربه‌های نخستش با احتیاط بیشتر و رفته‌رفته کالا بی‌احتیاط این مرزها را کنار می‌زند. شکلی از رئالیسم شگفت که گاه اکسپرسیونیتی، سوررئال یا کوبیستی می‌شود و در پروژه‌ای مستمر انگار سودای آن دارد که سنت افسانه‌ها و قصه پریان کهن ایران را در زیست مدرن انسان ایرانی زنده کند. سر و کار مجابی با تاریخ است و با جامعه و با انسان به معنای اگزیستانسیالش. «شب ملخ» هنوز از مهم‌ترین و بهترین رمان‌های ایرانی است که درباره جنگ(به معنای عام کلمه) و جنگ(به معنای خاص حمله به شهرها در مصاف ایران و عراق) نوشته شده است. آکنده از صحنه‌های شگرف و به شدت آخرالزمانی و جسور. او را باید از پیگیرترین و ماهرترین نویسندگان افسانه‌های تمثیلی نیز دانست. خصلتی که در رمان‌های «بنفشه‌های سراشیب» و «ایالات نیست در جهان» به سایبرپانک‌های لامکانی پیشگویانه پهلو می‌زند و شور و شعور تخیلش در پرداخت جهانی فانتزی و آکنده از نماد را به رخ می‌کشد. در ذهن من همواره پروژه‌ داستان‌نویسی مجابی به مثابه تلاش پیوند دادن به چند جریان ریشه‌ای و مهم ادبیات داستانی ایران است: جایی که بشود دهخدا را به بهرام صادقی، جمال‌زاده را به ساعدی و افسانه‌ی ایرانی را به داستان مدرن پیوند زد و سنتزی معنادار از آن حاصل کرد.

 

ابی طنزپرداز را از یاد نبریم که هم در داستان فکاهی و هم در طنز ژورنالیستی و هم در به کارگیری طنز در شعر و داستان‌های جدی‌اش استمراری جدی و کارساز داشته است. شگفت نیست که یکی از بهترین پژوهش‌ها در باب طنز ایران را نیز او نگاشته است: «تاریخ طنز ادبی ایران» که می‌کوشد سیر تطور شوخی‌نویسی در ادبیات ایران را همگام با ویژگی‌های تاریخی و اجتماعی هر برهه پیش روی مخاطب بگذارد. طنز مجابی فاخر است. مثلا اگر «آقای ذوزنقه» را از او خوانده باشید، حتما می‌دانید که طنزش به قصد لودگی و گرفتن قهقهه از خواننده نیست. او همچنان علیم و علامه است و هر از گاهی انگار برای بیان اندیشه‌ها و مشاهداتش ابزاری کارآمدتر از طنز نمی‌یابد.

 

آخرین وجهی که در این مقال می‌خواهم به آن بپردازم، مجابی نقاد و پژوهشگر است. بسیاری از هم‌نسلان او را محض تکریم و به تعارف منتقد و پژوهش‌گر نیز می‌نامیم، بی که واقعا در موردشان مصداق داشته باشد. اما رجوعی به کارنامه مجابی نشان می‌دهد که در نقد چه هوش تحلیلی درخشانی داشت و خاصه در نقد توصیفی و دور از ارزش‌داوری و باز به طور ویژه وقتی در باب هنرهای تجسمی می‌نوشت، پرمغز و نکته‌سنج قلم می‌زد. شناختنامه‌هایی که در مورد نویسندگان و شاعران دیگر نوشته و نیز مقدمه‌های فصیح و دقیق او در باب آثار هنرمندان بزرگ عرصه‌ی تجسمی به شدت منصفانه و باارزش هستند. خاصه که در نقد تجسمی واقعا از پیشگامان بوده است و یکی از معدود چهره‌های قابل اعتنای این عرصه.

چنان فروتن و بی‌هیاهو بود که گاه شاید آن‌قدری که شایسته‌اش بود از دانسته‌ها و گفته‌ها و نوشته‌هایش بهره نبردیم. فروتنان هم لابد دلایل خودشان را دارند و ترجیح‌شان است بر مبانی اخلاقی خود استوار بمانند و مصایبش را هم به جان بخرند. حالا که نیست اما حتما بیشتر به یادش می‌افتیم و حسرت می‌خوریم بابت فقدانش و باید هم چنین باشد که فراتر از شخصیت ادبی و هنریش، انسانی بود شریف و آزاده و به غایت نجیب. از آن آدم‌ها که انگار رفته‌رفته کم و کم‌تر دور و بر خودمان می‌توانیم ببینیم.

* نویسنده

علی مسعودی‌نیا*
نظرات خوانندگان


نام ارسال کننده
متن
     

کلیه حقوق و مطالب وبسایت متعلق به ساحت کرمانشاه می باشد                  کپی برداری با ذکر منبع بلامانع است             طراحی و پیاده سازی : : شرکت داده پردازان ستاره صبح غرب